۱۳۹۴ اردیبهشت ۸, سه‌شنبه

نوشتار 399_ جنایات بقایای فرقه رجوی درایران _ از شورش وخودزنی در زندان اوین تا اسید پاشی برروی زنان در ایران ( بخش دوم )

جنایات بقایای فرقه رجوی درایران _ از شورش  وخود زنی درزندان اوین تا اسید پاشی برروی زنان  ( بخش دوم )

الف .مینو سپهر 2015/04/28

مقدمه _ درقسمت نخست این بررسی ضمن اشاره به نابودی تشکیلات فرقه رجوی درایران پس از کشف خانه مرکز فرماندهی ترور وکشته شدن  موسی خیابانی و تعدادی از تروریست ها درسال 1360 به تلاش بقایای این فرقه " تروریست های تواب " اشاره نمودم  که " قتل ندا آقاسلطان"  و حمله به پایگاه " بسیج " وهمچنین قتل دانشمندان وافراد مرتبط به فعالیت های اتمی ایران درزمره مهم ترین اقدامات این " تروریست های نادم " بودند _ دراین قسمت به دواقدام دیگر بقایای این فرقه یعنی " شورش وخودزنی در بند 350 زندان اوین واسید پاشی به روی 6 زن درسال 1393 خواهم پرداخت .

یکم _ نقش بقایای فرقه رجوی در شورش  زندانیان بند 350 زندان اوین درسال 1393

درنوشته پیشین اشاره کردم که سران فرقه رجوی درسال 1388 ودرپی اعتراض مدنی به نتیجه انتخابات توسط گروهی از مردم به دست وپا افتاد وهمه بقایای خودرا به صحنه فرستاد تا بخیال خود جنبش مدنی اعتراضی رابه سوی " اعمال خشونت بار وتخریبی " سوق دهد _ ترور کور ندا آقا سلطان توسط یک زن تروریست و حمله به پایگاه بسیج باعث شدند و شورش وتخریب برخی از " امکانات عمومی " و شعارهای رادیکال  درتجمع ها  درزمره این فعالیت ها بودند _ ولی این دست وپازدن های بی حال بقایای فرقه رجوی  همانند همیشه بجایی نرسیدند که درنتیجه تعدادی از این تروریست ها دستگیر ومحاکمه وبه تحمل زندان محکوم شدند که برای نمونه می توان از افرادی چون  علی معزی _ غلامرضا خسروی _ اصغر قطان _ مجید اسدی _ ابوالقاسم فولادوند _ اسد هادی و رضا اکبری منفرد نام برد .......

خودزنی بقایای فرقه رجوی در بند 350 زندان اوین 28 فروردین 1393

بازرسی از بندهای زندان برای امنیت زندان وزندانیان درهمه زندان ها امریست معمول که هراز گاهی با برنامه و درحضور نمایندگان زندانیان انجام می گیرد _ بنابر گزارش ها درتاریخ 28 فروردین 1394 درهنگام بازرسی از " بند 350  زندان اوین "  بازرسین از زندانیان تقاضا کردند بند را ترک کنند  تاااین بازرسی درحضور نماینده آنها صورت گیرد _ درروز یاد شده گرچه عموم زندانیان بند را جهت بازرسی ترک نمودند ولیکن بنا به گزارش ها   سه تن از بقایای فرقه رجوی حاضر به تمکین و ترک بند نشدند _ بنا برفیلم منتشر شده ماموریان این سه تن را به آرامی از بند خارج کرده اند و درادامه این افراد با شکستن شیشه های زندان وبریدن انگشتان خود سعی کردند " صحنه را خشونت آمیر وخونین " که البته این نقشه با انتقال  این خشونت گرایان به مکانی دیگر  خنثی گردید _ دستگاه تیبلیغی فرقه رجوی از این " خودزنی " بعنوان حمله به بند 350 زندان اوین یاد کرده وانرا درسطحی وسیح در فضای مجازی منتشر کرد_ با نهایت تاسف برخی از رسانه ها که شناخت کاملی از ماهیت پلید این فرقه وتلاش های آنها ندارند نیز تحت تاثیر این تبلیغات فرقه قرار گرفتند .

آنچه ازاین رخداد می توان نتیجه گرفت این است که " بقایای فرقه رجوی " زندانیان خطر ناک وامنیتی " هستند وبا ادغام محل نگاهداری آنها با بقیه احتمال تکرار این " خودزنی های تشکیلاتی " همیشه وجود دارد _ راهکار این است که اینگونه زندانیان امنیتی بهتراست جدا از دیگر یکدیگر وبقیه زندانیان در زندان های سراسر ایران نگاهداری گردند تا کانال های خطر افرینی این فرقه کاملا مسدود گردند _ تحت نظر داشتن اینگونه زندانیان  تا زمان " جدایی کامل از فرقه "  لازم وضروری است 
واقعیت این است که بقایای فرقه رجوی همچنان " به تشکیلات این گروه مافیایی _ تروریستی  اعتقاد دارند و لذا نباید " اظهار ندامت " وپشیمانی اینگونه افراد را جدی گرفت _ تشکیلات فرقه رجوی درپی فرمان خودزنی و به کشتن دادن این افراد است تا از جسد آنها بهره برداری  نماید .
اینگونه افراد درحقیقت به نوعی بیماری  توهم  فرقه ای مبتلا هستند و لذا باید آنها را قبل از آزادی  معا لجه ودرمان نمود .

دوم _ نقش  بقایای فرقه رجوی در اسید پاشی به روی زنان درایران 

حقیقت این است که  فرقه تبهکار _ مافیایی _ تروریستی رجوی مدام بدنبال اقدامات تروریستی وجنجال افرینی درایران است ودراین راه از هیچ خیانت وجنایتی که درحد توانش باشد دریغ نمی کند و بقایای اندک فرقه رجوی درایران  بنا به فرمان های تشکیلاتی عمل می نمایند _ این فرمان ها که توسط سران فرقه طراحی وترسیم می شوند  می تواند بصورت ها و طرق وروش های مختلف  به مورد اجرا گذاشته شوند _ برای این تبهکاران هیچ خط ومرزی وجود ندارد _ حتی به خطر انداختن امنیت وسلامت مردم عادی با عملیات تروریستی _ سابقه این فرقه دردهه  1360 که  12000 نفر از مردم عادی را تحت عنوان " زدن انگشتان رژیم " به قتل رساند بهترین دلیل این مدعاست _ بنابراین هرکجا عملیات ترور و اقدامی برعلیه مردم ایران صورت گیرد  انگشت اتهام را باید به سوی بقایای این فرقه گرفت و برای کشف راز ورمز جنایت به سراغ انها رفت 

بنا بر گزارش ها درسال 1393 درمقطع کوتاهی به چهره 6 زن درایران عمل جنایتکارانه اسید پاشی صورت گرفت که خوشوقتانه 4 نفر ازاین زنان اسیب زیادی ندیدند و تنها دونفر بنا به شدت جراحات تحت عمل ودرمان قرار گرفتند _ تحقیقات انجام گرفته تاکنون بخوبی نشان می دهند که درهر 6 حداثه اسید پاشی انگیزه های  شخصی  از جمله انتقامجویی ووو  نقش وسهم نداشته اند _ گرچه تحقیقات همچنان ادامه دارند ولیکن این سئوال روشن مطرح است که پس چه انگیزه ای درپشت این جنایت علیه زنان وجودداشته  وچگونه  عوامل این اقدام ضد انسانی تاکنون  شناسایی ودستگیر نشده اند ؟

پاسخ روشن است _ همانگونه که عامل ترور " ندا آقا سلطان " تاکنون شناسایی ودستگیر نشده است _ کسانی که دست به این گونه اقدامات تروریستی وخشونت امیز می زنند بلافاصله  از ایران فراری داده می شوند  تا رمز وراز این جنایات سر به مهر بمانند ....
نگاهی به مطالب واخبار  رسانه هاای این فرقه درآستانه وبعد از این اقدام ضد  انسانی به سادگی رد پای " بقایای این فرقه " دراین اقدام جنایتکارانه را بخوبی نشان می دهد _ صدور ده ها بیانیه قلابی _ صدور چندین فراخوان تقلبی  برای اعتراض و انتشار صدها گزارش گردهمایی های دروغین   در شهرهای مختلف ایران بهترین دلیل این مدعاست 

از آنجا که فرقه رجوی یک گروه مافیایی _ تبهکاری _ تروریستی است _ بنابراین متهم درجه یک این اقدام تبهکارانه  فرقه رجوی است و  خارج کردن " اسید پاشان به روی زنان ایران " برای این گروه مافیایی  کار سختی نیست همچنانکه طی سال های دهه شصت صدها تروریست تحت تعقیب و اعضای فرقه خودرا از ایران خارج نمود .

نتیجه = گرچه درکنار بقایای  فرقه رجوی  درایران گروه های تروریستی دیگری همچنان پژاک و جیش العدل و انجمن پادشاهی گهگاهی درایران به عملیات جنون امیز ضد انسانی می زنند ولیکن فراموش نکنیم فرقه رجوی " متهم درجه یک است " و همکاری این فرقه مافیایی بادیگر گروهک های تروریستی یاد شده هم  بسیار امکان پذیر می باشد .

 الف .مینو سپهر  _ تلاشگر حقوق بشر وزنان وپژوهشگر فرقه ها  2015/04/28


۱۳۹۴ فروردین ۲۹, شنبه

نوشتار 398 _ جنایات بقایای فرقه رجوی درایران _ ازترور ندا آقا سلطان ..... تا اسید پاشی به چهره شش زن درایران ( بخش نخست )

نوشتار 398 _  جنایات  بقایای فرقه رجوی درایران _ از ترور ندا آقا سلطان تا اسید پاشی به روی زنان ( بخش نخست )

الف .مینو سپهر  2015/04/18 

مقدمه _ فرقه تبهکار _ تروریستی _ مافیایی فرقه رجوی  طی 34 سال گذشته به اشکال وروش های مختلف به جنایت وخشونت درایران مشغول بوده است _ این اقدامات جنایتکارانه گرچه رسما از 30 خرداد 1360 تحت عنوان " بی آینده کردن رژیم " آغاز گردید  وبا فرار مسعود رجوی _ بنی صد از ایران وکشف خانه تیمی مرکزی این گروه وکشته شدن موسی خیابانی تا حدود فروکش  کرد ولیکن کم وبیش تا سال 1363 این اقدامات تروریستی  تحت عنوان " زدن سرانگشتان رژیم " ادامه یافت _  درفاز دوم این عملیات هزاران نفر از مردم عادی ایران در شهرهای مختلف به قتل توسط جوخه های ترور این گروه به قتل رسیدند _ آمار تقریبی  این  مجموع جانباختگان با مشخصات کامل   12000 نفر به ثبت رسیده ومنتشر شده  که 70 درصد این کشته شدگان را مردم عادی تشکیل می داده اند  _وجود  صدها مجروح ومعلول  درکنار این آما نشان از این جنایت وسیع وگسترده می نماید .
درنیمه دهه 1360 با کوشش وجدیت نیروهای امنیتی  در جستجو وکشف خانه های تیمی تروریست ها ودستگیری گسترده این جنایتکاان وکشته شدن بسیاری از تروریست ها دردرگیری ها  و فرار بقایای  گروه از کشور پرونده وجود سازمانی _ تشکیلاتی فرقه رجوی درایران  بسته ومخدومه گردید .
  عموم   دستگیر شدگان عضو  این گروه پس از " پرکردن  ندامت نامه " وتواب شدن "  توانستند از عفوعمومی  برخوردارگشته وبه زندان های  5 تا 7 سال محکوم گردیده  که پس از گذان  دوران زندان آزاد گریدند .
ازبین این " نادم ها وتواب ها " بسیای متنبه شده و از این فرقه کاملا فاصله گرفته وبه دنبال زندگی خود رفتند _ گروهی ازاین تواب ها   بعلت بی سوادی ونادانی  و  افتادن در دام فریب فرقه اما پس از رهایی  همچنان به ارتباط کم وبیش  خود بااین گروه بگونه ای کاملا مخفی ادامه دادند _ ولی ارتباط ها و پیوند های اینگونه افراد از دید دستگاه های امنیتی به دور نبود و بهمین دلیل تعدادی از این افراد دوباره دستگیر ومحاکمه وزندانی گردیند _  تعدادی از این افراد طی سال های گذشته  که به وفاداری خود نسبت به فرقه اصرار می ورزیده پس از ازدست دادن فرصت ها به مرگ محکوم شدند که برای نمونه می توان از علی صارمی  نام برد که پس از سه بار دستگیری درنهایت با پافشاری بر تداوم عضویت درفرقه " خودزنی "  نموده واعدام گردید _ بهرصورت در  از سال 1363 بدین سو فرقه رجوی درایران وجود خارجی نداشت و مرکز فرماندهی ترورنیز  به فرانسه منتقل گردیده بود  .....

از سال 1365 وپس از اخراج مسعود رجوی از فرانسه مرکز فرماندهی ترور به کشور عراق منتقل گردید و از این پس بقایای فرقه رجوی برای انجام عملیات تروریستی از خاک عراق وارد کشور می گردیدند واینگونه عملیات به خمپاره زنی به اهدافی درداخل ایران وانفجار لوله های انتقال نفت تغییر یافت که درنتیجه گروه دیگری از هم میهنان ما دراثر این اهداف کور کشته وزخمی گردیبدند _ درسال 1367 _ پس از قبول قطع نامه 598 توسظ حکومت ایران جنگ عملا متوقف شد _  در مرداد 1367 ودرزمان  آتش بس  فرقه رجوی که آینده خودرا تیره وتار می دید دریک عملیات " خودزنی " درپناه وحمایت ارتش صدام تحت نام فروغ همه دار وندار خودرا راهی ایران کرد تا به خیال خود ظرف 3 روز ایران را فتح نماید !
این عملیات ظرف سه روز با نابودی بیش از 1500 نفر از مهاجمان و مجروح ومعلول شدن بیش از هزار نفر پایان یافت وبقایای شکست خورده فرقه دوباره به آغوش ارباب خود سید الرئیس فرار نمودند _ خبر تهاجم فرقه رجوی دراین سه روزبه همراه دروغ  بگونه وسیعی به درون زندان های ایران  منتشر گردید و بهمین خاطر گروهی از تواب ها  در زندانها  دست به شورش زدند _ این گروه شورشی که وسائل عمومی زندان هارا تخریب کرده بودند دوباره محاکمه شدند و با اصرار بر مواضع خود دردفاع از فرقه به مرگ محکوم گردیدند _ گرچه درباره تعداد این گروه آمارهای متعدد منتشر گردیده است ولیکن رقم تقریبی به واقعیبت نزدیک  این شورشیان " پایدار برموضع "  اعدام شده   را حدود 170 نفربر آورد نموده اند _  درواقع این افراد تواب  بنا به دستور فرقه " خودزنی " کردند تا آثار وتبعات شکست مفتضحانه فروغ را به سوی دیگری سوق دهند .
بهرروی ازسال 1367 بدین سو گلوگاه ورودی تروریست ها از عراق کاملا مسدود گردید و اگر تیم های ترور موفق می شئند برای " دیگر کشی وخود زنی " وارد ایران شوند با عدم موفقیت روبرو شده وعموما دستگیر می گردیدند ( نگاه کنید به سرانجام تیم ترور معصومه صید آبادی ( مرجان ملک ) _ حورا شالچی  و سعید ماسوری )

رخداد های سال 1388 درایران وبه جنب وجوش افتادن بقایای اندک فرقه رجوی 

یکم  _ حمله به پایگاه بسیج پس از پایان راه پیمایی سکوت توسط بقایای فرقه رجوی 
 درروز 25 خرداد 1388 تعداد قابل توجهی از مردم تهران یک راه " یک راهپیمایی سکوت " به مقصد میدان آزادی برگزار نمودند _ راه پیمایان درپایان این مراسم درمیدان آزادی متفرق گردیند _ درچنین حالتی در نزدیکی میدان آزادی اقدام دیگری شروع شد وآن " حمله با کوکتل مولوتف "توسط گروهی حدود 20 نفر انجام گرفت _ آنها پایگاه بسیج را به آتش کشیدند _ مدافعان پایگاه که در آتش گیر کرده بودند برای متفرق کردن مهاجمان به بام پایگاه رفته و تعدادی تیر شلیک نمودند که درنتیجه دونفر از مردم عادی کشته وچند نفر مجروح شدند مازیار بهاری که خود در آنروز درصحنه حضور داشته است درخاطراتی که پس از خروج از ایران منتشر کرد این مهاجمین را از اعضای فرقه رجوی  مورد شناسایی قرارداده ومعرفی نمود _ هدف بقایای رجوی از جمله چند نفر دستگیر شده از این تهاجم خشونت بار ایجاد شرایط رادیکال درپایان این راه پیمایی مسالمت آمیز بود 

دوم  _ ترور کور ندا آقا سلطان توسط بقایای فرقه رجوی 

درروز 30 خرداد 1388 ودرپایان یک تجمع اعتراضی کوچک تیری به سمت " ندا " شلیک وباعث مرگ این جوان گردید _ درباره قتل ندا بسیار گفتند ونوشتند ولیکن آنچه بسیاری دانسته ویا از سر نادانی به دنبال آن نبودند این سئوال بود که ندا چگونه وبه وسیله چه کسی  به قتل رسید ؟  در آن بازار شور واحساس " خبرسازان جنجال آفرین " به دروغ انگشت اتهام  را به سوی فردی بنام " عباس کارگر جاوید " دراز نموده وبا افسانه سرایی و روایت داستان های دروغین چنین ادعا کردند که این شخص به سوی ندا شلیک کرده و سپس دستگیر وخلح سلاح شده است ( ! ؟ ) _ این جاعلین خبر حتی ادعا کردند که کارت شناسایی این فرد راهم  از جیب این فرد بسیجی خارج کرده ودراختیار گرفته اند ( ؟ ! ) _ ادعا هایی که همه دروغ وساختگی بودند _ امروزه پس از گذشت نزدیک به 6 سال از آن حادثه تلخ وجانگداز نه  ازاین اسناد ومدارک مورد ادعا خبری هست ونه شکایتی ودادگاهی دراین مورد این متهم  دروغین شکل گرفته است _ گرچه  منابع مستقل  تحقیقی بی طرف پس از بررسی های دقیق درنهایت این حادثه را "  مرگ  مشکوک "  اعلام نموده اند ولیکن بسیاری از شواهد نشان می دهند که بقایای فرقه رجوی  در آن روز جهت دامن زدن به احساسات اعتراضی مردم بدون هیچ هدفی به سوی آنها تک تیر شکیلک نموده وسپس از محل حادثه گریخته اند 
ساخت وانتشار" مستند تقاطع " می تواند تا حدود بسیاری راز وزمز این اقدام ضد انسانی را برملا نماید _ به بخش های مختلف این مستند چند قسمتی توجه کنید .......
https://www.youtube.com/watch?v=GYaG9QDIeFs

سوم _ ترور دانشمندان وافراد مرتبط با فعالیت های اتمی ایران 

بنا بر گزارش سیمور هرش  خبرنگار  امریکایی  درسال 2009 گروهی از اعضای فرقه رجوی بگونه ای مخفیانه وسری وارد امریکا گردیده ودرپایگاهی در ایالت نوادا تحت تعلیم تروریستی  قرارگرفته اند _ 
گرچه سیمور هرش تعداد وومقصد نهایی این افراد را گزارش نمی کند ولیکن منابع امریکایی بعد از ترور سه نفر درایران که درفعالیت های اتمی ایران نقش داشته اند اعلام می کنند که این ترور ها بوسیله اعضای فرقه رجوی که دراسرائیل آموزش دیده اند انجام گرفته است _ دراین رابطه چند نفر درایران نیز دستگیر گردیدند _ تقریبا تمامی این افراد اعتراف کردند که بخاطر فقر مادی در دامن اسرائیل غلطیده اند _ این افراد همچنین  اعتراق کرده اند که پس از خروج از ایران درپایگاه تخلیه شده اشرف درعراق تعلیمات نظامی دیده وسپس به اسرائیل  انتقال داده شده اند ...

دراین جا به قسمت نخست این بررسی پایان می دهم دربخش آتی به نقش فرقه رجوی درحادثه بند 350 زندان اوین وهمچنین شرکت بقایای فرقه رجوی در اسید پاشی  به صورت 6 زن درسال 1393 ر ا مورد کنکاش قرار خواهم داد 

الف .مینو سپهر _ نویسنده وپژوهشگر درزمینه شناخت فرقه ها  2015/04/18  .


۱۳۹۴ فروردین ۲۲, شنبه

نوشتار 398 _ ایرج مصداقی _ دگردیسی و مشکلات فراروی تغییرات شخصیتی ( فکری _ نوشتاری _ گفتاری )

 نوشتار 398 _ مصداقی _ دگردیسی ومشکلات فراروی  تغییرات شخصیتی ( فکری _ نوشتاری _ گفتاری )

الف .مینو سپهر 2015/04/11

مقدمه _  ایرج مصداقی فردی مشکوک وپیچیده است _  این فرد که تا سال 92 وپس از مشخص شدن روند تخلیه اسارتگاه اشرف  از جمله مدافعان سرسخت فرقه رجوی به شمار رفته وتلاش می کرد تا درحد وقواره وبه ظاهر یک عضو منتقد فرقه رجوی خودرا معرفی کند ودر کنار این ترفند به " سفید سازی " گذشتته نکبت بار این فرقه بپردازد_ دراواخر سال 91 به  عللی که هنوز ابعاد واقعی آن روشن نشده  تصمیم به " جدا شدن " از این گروه مافیایی _ تروریستی گرفته و گزارش 92 خودرا که درقالب چندین سئوال از رهبری فرقه تدوین گردیده منتشر می نماید _ گرچه باید از چنین تحولی استقبال نمود ولیکن نباید فراموش کرد که نامبرده مدت چند دهه بعنوان " تاریخ نویس " فرقه بطور کامل در خدمت این گروه بوده است وطبعا جدایی کامل از یک فرقه نیار به زمان زیادی دارد تا فرد بتواند خودرا بصورت کامل  یک فرد "  رهاشده " از تشکیلات ومستقل " معرفی نماید _ پیمودن راه جدایی کامل ( نقد گذشته ) برای ایرج مصداقی کار دشواری است چراکه درزمان عضویت دراین فرقه چهار کتاب جهت سفید سازی این گروه تروریستی به رشته تحریر در آورده است _ کتاب هایی که دربخش خاطره نویسی این شخص شامل  دروغ ها وتحریف های تاریخی فراوان  این شخص بوده است و  طبعا نفی این " تاریخ نویسی " از نگاه فرقه رجوی کاری است تقریبا نشدنی _ چراکه اگر مصداقی دررفتار وگفتار ونوشتار اگر بخواهد این کتاب هایی را  که طی دوران عضویت وفعالیت  درفرقه وزندگی در اردوگاه تروریستی " اور سورآواز" به رشته تحریر در آورده وادعا های عموما دروغ خودرا انکار کند مجبور است  گذشته خودرا " نفی "  نماید ونفی گذشته برای مصداقی درحقیقت خط بطلان کشیدن بر ادعاهاوفعالیت های  سه دهه گذشته می باشد 
وچنین است که نمی توان از این شخص انتظار تحول وتغییررفتاری وگفتاری بیشتر از این داشت .

۱۳۹۴ فروردین ۱۸, سه‌شنبه

نوشتار 397_ مصاحبه مریم رجوی با نشریه اشتوتکارتر اخیشن آلمان

نوشتار 397 _ مصاحبه  مریم رجوی با نشریه اشتوتکارتر _اخیشن    آلمان  

الف. مینو سپهر 2015/04/07

مقدمه _ مریم رجوی  زنی است  بی نهایت بی سواد _ احمق _ شیاد ودروغگو _ این زن تروریست شرور  در پی فرارومخفی شدن شوهر جنایتکار خود همانند یک عنتری که لوطی اش مرده باشد سعی می کند تا شاید بتواند با  بزک کردن چهره فرسوده و فرتوت خود وتکرار یاوه گویی ها واطوارهای آن شیاد مخفی شده ودرحال مرگ با برپایی نمایش های بی تماشاچی برجسد  این فرقه متروک آب پاشیده وآنرا تازه نگاه دارد _ غافل از اینکه  جسد " فرقه رجوی " پوسیده وبوی گند می دهد _ بوی تهوع اوری که  مشام همه  را از فرسنگ ها دور آزار می دهد _ مریم یک زن عقده ای نیز هست و  سخت ناراحت وعصبی از اینکه بغیر از حدود سه هزار عضو زندانی و حقوق بگیر برون مرزی هیج کس به او توجهی نمی کند _ او همانند رهبرفراری اش بسیار بزدل وترسوست و طی بیش از دودهه اخیر هیچگاه راضی به یک گفتگو با روزنامه نگاران و  مجریان  مستقل  رسانه ها نشده ونمی شود _ درواقع فرقه آش ولاش رجوی سالهاست تلاش می کند دردامن  افرادی چون جان بولتن وجولیانی ونتان یاهوتخم گذاری کند _ چند گفتگوی سفارشی ویکطرفه  با سئوال های از پیش تعین شده با چند نشریه محلی وغیر مستقل تمامی فعالیت های   اورا تشکیل می دهند _ اگر این گفتگوها را درکنار هم قرار دهیم موضوعات مطرح شده  جملگی تکراری وپاسخ هاهم همشکل وهمجنس هستند _ درواقع مریم رجوی همانند یک ربات حرکت می کند و همان سخنان چرند و ابلهانه ای  رابرزبان می آورد که طی  نزدیک به سه دهه گذشته بارها وبارها درهمه جا تکرار  کرده است _  تاکنون چند روزنامه نگار مستقل تلاش کرده اند اورا به یک گفتگوی آزاد فرابخوانند ولی این زن شیاد هرگز زیربار نرفته چون خوب می داند که  در پاسخ به اولین سئوال درمی ماند _ نه سواد دارد ونه قدرت تمرکز وبیان _ وبعنوان یک خدمتکارومعاون   کوله بار سنگینی  از بیش از سه دهه جرم وجنایت را هم بردوش خود احساس می کند _ بنابراین طبیعی است که عقده های ناگشوده خودرا در تریبون های سفارشی ویکطرفه خالی نماید .
دراین نوشتار تلاش براین است که گفته های نامبرده درگفتگو بایک نشریه محلی آلمان مورد بازخوانی قرار گیرد _ برای اطلاع از اصل این نوشته مراجعه کنید به سایت مریم رجوی به این آدرس  ..
http://www.maryam-rajavi.com/

گزارشگر : شما درگردهمایی  به مناسبت روز جهانی زن با حرارت ظاهر شدید وکلی جیغ وداد کردید _ این ها از کجا می آید؟

مریم  : از مقاومت  می دانید من 22 سال است به دستور تشکیلاتی مسعود به  رئیس جمهور او  منصوب شده ومشغول مقاومت هستم_  ما درمقاومت الگوی تازه ای برای همه زنان جهان کشف کرده  ایم  وخوب باید جایی باشد که من این الگوها را مطرح کنم _  درفرانسه که اجازه ندارم _ به امریکا وانگلیس وخیلی جا ها هم که  راهم نمی دهند بازهم باید از این خانم ریتا عضو قدیمی المانی مقاومت تشکر کنم که با کلی دوندگی و التماس ودرخواست برای ورود من به المان اجازه گرفت  _ گرمای من هم باز از مقاومت است _ می  دانید که اکنون نزدیک به دوهزار نفر از بچه  ها ی ما درلیبرتی مشغول مقاومت هستند ودارند بزرگراه لیبرتی _ تهران  را درست می کنند_ شعارراهبردی _ مقطعی  راهم مسعود تعین کرده _ اونها درحالی که در اسایشگاه سالمندان لیبرتی دوران بیماری وبازنشستگی را می گذرانند شعار می دهند : کیسه _ سنگر _ گونیه  _ نوبت سرنگونیه "

گزارشگر: ممکن است الگوهای یک زن از نگاه خودرا تعریف کنید ؟

مریم :  مسعود بااینکه زن نیست ولی زنان  را خوب تعریف می کند _ اودرباره مشخصات یک  زن کامل گفته است :  اول _ اینکه  زن باید قبل از زن بودن مجاهد   باشد _ دوم _ اینکه مسعود شناس باشد _سوم _ اینکه فرمانبردار باشد _ چهارم _ اینکه سئوال وکنجکاوی نکند _ پنجم_ اینکه بی کس وکار باشد _ ششم_  اینکه هیچوقت به فکر بند جیم   نباشد _ هفتم اینکه _  مادر وپدر وخانواده اش را به کل فراموش کند وهمیشه فکر کند" اززیر بته بعمل آمده" بند ف قوی داشته باشد  _  هشتم_ اینکه _ آرایش نکند و درفیلم ونمایش بازی نکند _ نهم _ اینکه _ شاخک حسی _ اطلاعاتی رهبری باشد _ ودهم _ اینکه فکر فرار از مقاومت به سرش نزدن که " مرز سرخ   " است و بنابراین وقتی "مجاهد زن  "شد باید تا لحظه مرگ برای من ومسعود مقاومت کند_یازدهم اینکه _ همه مردها را ( به جز مسعود ) نرینه های وحشی درفکر تجاوزدیده  واز آنها فاصله بگیرد 
نمونه اش راهم ما داریم نسرین وربابه و  زهرا و صغرا و مهوش و بتول وزهره و ..... که درلیبرتی دررویای" کابین مسعود در حال مقاومت هستند _ ودرآخر اینکه به اصل مترقی" جهاد نکاح " درمواقع ضروری  مورد اشاره مسعود التزام عملی داشته باشد .

گزارشگر : دقیقا تشریح کنید شما چرا درماندن درکشو.ر عراق اصرار می کنید ؟

مریم : مسعود وقتی درسال 1365 توسط مماشات از فرانسه بیرون انداخته شد گفت : چاره ای جز رفتن در جوار ایران نداریم ومن می روم تا "  درکوه ها آتش برافروزم  " _ مسعود هیچوقت اشتباه نمی کنه _ حالا هم حرفش همان است که بود _ سید الرئیس در اخرین پیامش به مسعود گفت : من رفتنی هستم و  عراق رابه تو می سپارم تو  بعد از من رئیس هستی وباید از عراق مواقبت کنی _ مسعود هم وقتی درسال 2003 مجبور به فرار از عراق شد به بچه ها سفارش کرد : همچنان درجوار ایران بمانید _ مقاومت کنید _ بمیرید تا سید  الرئیس از ما راضی باشد ___________ متاسفانه مماشات خانه 25 ساله مارا اشغال کرد وبچه هارا آواره  نمود  ومن درهمین جا برای چندمین بار از امریکا واسرائیل وسازمان ملل عاجزانه درخواست می کنم که به کنوانسیون ژنو احترام بگذارند وپرچم های خودرا دربالای لیبرتی نصب کرده وفضای انرا پروار ممنوع  اعلام کنند _ این ها که اونجا هستند همه عتیقه وزیر خاکی  هستند وبهمین دلیل 3000 کلاه آبی باید بروند از آنجا حفاظت کنند تا وقتی  انها به مرور مثل دایناسورها منقرض شوند ..

گزارشگر : مسعود رجوی شوهر شما کجاست  و  چرا مخفی شده است مگر رهبر شما نیست ؟

مریم:  باز این  دولت نوروزی گند زد _ قرار نبود اینجور سئوال های وزارت اطلاعاتی بکنید _ مگر به شما "مرز سرخ " ها را نگفتند ؟ ولی من جواب شمار را می دهم  _ اول اینکه _ مسعود تنها شوهر من نیست و شوهر همه زن های بیوه و بی کس وکار مقاومت  است _ من بخاطر اثبات  جامعه بی طبقه  توحیدی شوهرم را بخواست مسعود با 400 زن قسمت کردم _ دوم اینکه _ مسعود رهبر من تنها نیست _ قربونش برم رهبر وچوبدار همه گوسپندان مقاومت در  جهان است _ سوم اینکه _ مخفی هم نشده بلکه درجایی که مماشات برایش تعین کرده زندگی می کند _ چون خیلی ها بد دنبال زنده  ومرده اش می گردند _ حالا اگر فکر می کنی من نشانی اش را می دهم  نج نچ نچ  اصلا محاله _ بقول خواهر ربابه : اون هرکجاباشه مثل هوا دردرون ما  جریان داره ............

گزارشگر : شما مرتب از وزارت ومامور اطلاعات وویاد می کنید _ ممکنه درابنمورد کمی توضیح بدهید /

مریم :  مسعود بعد اینکه  برنامه " ظرف سه روز تهران " عملی نشد چند روز رفت ته چاه روش نشست فکر کرد _ وقتی اومد بیرون گفت :" کشف کردم  " _ یکی از علت های مهم شکست ما  "نفوذ اطلاعات"  درمناسبات بود وبعد شروع کرد دنبال اطلاعاتی ها گشتن با طرح انقلابی "چک امنیتی " همان سال بیش از 300 نفر که مامور اطلاعات شده بودند کشف شدند که پس از محاکمه وگذران دوره محکومیت در میهمان سرا از گروه اخراج شدند _  این اطلاعاتی های متاهل حاضر نمی شدند از هم جدا شده وحلقه هایشان را تحویل مسعود بدهند ومی گفتند ما " انقلاب ایدئولوژیکی " را قبول نداریم _ از آن به بعد مسعود دریک فرمان  انقلابی به بچه ها گفت : از امروز همه شما اطلاعاتی هستید ومی خواهید مرا ترور کنید مگر بتوانید عکس آنرا ثابت کنید"
طی نزدک به 30 سال گذشته تقریبا 2358 نفر مامور اطلاعاتی از داخل تشکیلات  کشف وخنثی  شده  اخراج شدند _ گروهی  خود کشی  شدند وچند صد نفر هم  فرار کردند_ کشف این تعداد مامور اطلاعات در دنیا بی نظیره  وفقط این کار از دست " مقاومت " برمیاد _ یک روز مسعود  بمن گفت : ما بجای ارتش آزادی  سازمان اطلاعات درست کرده بودیم ونمی دونستیم  وبعد به شوخی _ جدی درگوش منزمزمه کرد  : بلا نکنه توهم اطلاعاتی باشی ودنبال فرصت می گردی تا مرا ترور کنی ؟

ولی کاش وزارت اطلاعات همین  ها بودند_  از میان 4 ملیون  ایرانی مقیم خارج حدود دوملیون مامور اطلاعات هستند وبقیه هم زمینه مامور اطلاعات شدن دارند چون یا علیه ما می گویند ومی نویسند ویا اصلا به ما محل نمی گذارند واسم ماکه میاد استفراغ می کنند _  خوب حالا شما بگو  اینها مامور اطلاعات نیستند _ پس چی هستند ؟ مسعود گفته  ما ملیونها نسخه سند ومدرک داریم که 99 درصد این ایرانی ها همکار اطلاعات هستند چون  به " مقاومت تف می کنند " _ ولی این همه ماجرا نیست _ اکثر نمایندگان مجلس عراق _ مارتین کوبلر هم مامور اطلاعات هستند _ ما داریم روی پرونده اوباما هم کار می کنیم چون مشکوک به عضویت دروزارت اطلاعات است _ تازگیها کشف کردیم تمامی اعضای 5+1 هم اطلاعاتی هستند و مقاومت به زودی لیست جقوقی همه اینها را منتشر خواهد کرد .

گزارشگر : گفتی 5+1 مامور اطلاعات هستند _ راستی نظر شما ر اجع به توافق با ایران چیست ؟

مریم : گفتگوها با 5 + 1 وتوافق بداست برادر نتانیاهو  هم درست همین نظر ما را دارد واز رودست ما نگاه می کند _ من از همین جا به ماموران اطلاعات 5+1 هشدار می دهم : توافق نکردن خوب است و توافق " بد است _ اخ است _هرگونه توافق ومماشات باعث عقب افتادن برنامه ساخت بزرگراه  " لیبرتی _ تهران می شود _ ـآخه بابا من دردم رابه کی بگم ؟ ای مسعود ذلیل مرده تو 20 سال پیش  بمن گفتی رئیس جمهورموقتی _ پس کی من خانم رئیس اصلی جمهوری می شوم ؟ _ چرا اشرف لنگ درهوا شد ؟
 حوصله ام سررفته من رئیس جمهوری موقتی وپلاستیکی  نمی خواهم _ پیر شدم _ چند تا مرض سخت  دارم _ همه جاهایم را دکترا کشیدن _  دندونهایم مصنوعی هستند همه موهایم سفید شده  اند" پس این رئیس جمهوری چی شد ؟ چرا هیچکس منو به رسمیت نمی شناسه ؟
اگر همین جوری پیش بره من باید برم بغل مرضیه بخوابم  وانوقت مسعود بدقول می شه ها ........ گفته باشم 

گزارشگر :  راستی ماجرای اشرف نمی جنبد چی شد ؟ حالا لیبرتی و آلبانی وو _ اوور سور آواز و آخرش چه می شود؟

مریم : اول اینکه اشرف ملک پدری ماست_ همین قصیم که حالا مامور رسمی اطلاعات شده مگر به همه نگفت : مادراشرف حق ریشه داریم   _ پس حالا هم مال ماست چون ما اونجا بیش از دوهزار قبر و چند صد ماشین قراضه  داریم _ من از همین جا عاجزانه ازشورای امنیت وامریکا واسرائیل واروپا درخواست می کنم این نبروهای متجاوز عراقی راکه به اشرف تجاوز کرده اند از آنجا بیرون کرده وودباره این ملک اهدایی سید الرئیس رابه ما پس بدهند 
بعدش هم اشرف برخلاف شایعات مماشات لنگش هوا نشد بلکه تکثیر شد _  بقول مسعود هراشرفی درهرکجا زندگی کند آنجا اشرف است _ آلبانی هم  اشرف است _ مسعود گفته : هزاراشرف می سازیم 
لیبرتی خودش یک اشرف است و ماداریم در آنجا یک خانه مقاومت برای بازنشسته ها  می سازیم 
اوور سورواز هم که محل اقامت من ونوکر وکلفت های مقاومت است _ بازهم یک اشرف دیگر 
 آخرش چی می شود هم به شما مربوط نیست و" خط سرخ " است 

گزارشگر : ودرپایان بزرگترین ارزوی دست یافتنی شما چیست ؟

مریم : بگذار راستشو بگویم  _ مرگ _ چون یکی از بدنام ترین و خشن ترین ودروغگو ترین ومصنوعی ترین زنان جهان هستم _ هرروز ارزوی " مرگ " می کنم _ چون از خانم رئیس پلاستیکی  بودن وپیزوری وناتوان شدن می ترسم _ روزی یک کیسه قرص می خورم ودائم باید با این گوسپندان خنگ ترتزخودم سروگله بزنم _همه از اسم من مانند بیماری جذام فرار می کنند _ من بیچاره هستم و ...... ولش کن بروگمشوازجلوی چشمم  دیگه حوصله ندارم ...... 

الف .مینو سپهر _نویسنده وپژوهشگر فرقه ها  2015/04/07 

۱۳۹۴ فروردین ۱۶, یکشنبه

نوشتار 397 _ ایرج مصداقی _ دگردیسی ومشکلات تغییرات فکری _رفتاری

 نوشتار 397 _  ایرج مصداقی _ دگردیسی  و  مشکلات تغییرات فکری _ رفتاری 

الف .مینوسپهر 2015/04/05

مقدمه _ سرعت گرفتن ریزش طرفداران فرقه رجوی پس از تخلیه وتسلیم قلعه مخوف اشرف چنان گسترده بود  که به افرادی چون ایرج مصداقی _ کریم قصیم _ روحانی و شمس وباستان سیر وچند  تن دیگر نیز کشیده شد _ درمیان این افراد شاید مصداقی  از نگاه فرقه رجوی  عنصرمهمی بود _ چراکه هم چندسالی در  بود چراکه  بنا بر اعتراف شخص نامبرده  ایشان حتی در زمان شدت بیماری نیر خودرا به رسانه ها رسانده واز این فرقه دفاع کرده است _ مصداقی دریک  نوشته از سران این فرقه گلایه می کند که چرا درزمانی که اوبیمار بوده است حالش را جویا نشده اند (! ) _ بهرروی گزارش 92 ایراج مصداقی بعد از برباد رفتن امیدهای نامبرده ( سقوط اشرف ) نوشته شده است واین بخوبی نشان از این دارد که