۱۳۹۴ خرداد ۱۰, یکشنبه

نوشتار 401_ از ملاقات مریم قجر با سفیر عربستان درفرانسه تا انتقال مخفیانه مسعود رجوی به جزیره ای ( ISLE OF MAN )در ایرلند

نوشتار401_ ازملاقات مریم قجر باسفیر عربستان تا انتقال مخفیانه مسعود رجوی به جزیره ای در ایرلند ( بخش نخست ) 

الف .مینو سپهر 2015/05/31

یک یاد آوری _ وبلاگ " زنان دراسارت فرقه رجوی " به دلایل ومشکلات فنی از این پس به روز نخواهد شد _ خوانندگان گرامی از این پس می توانند متن های این دفتر را دروبلاگ جدید در " نیلو بلاگ " به این آدرس دنبال نمایند _ باسپاس 
http://banafsheh707.blogfa.com/.......... وبلاگ قدیم 
وبلاک جدید 
http://fergheh_rajavi.niloblog.com/

مقدمه _ دراین نوشتار به 4 موضوع اشاره خواهم کرد _ تاسیس سازمان تروریستی مجاهدین _ محاکمه مهدی ابریشمچی ( بهمن تهرانی ) در پاریس _ ملاقات مریم قجر با سفیر عربستان درفرانسه و چگونگی وچرایی انتقال مخفیانه مسعود رجوی از " پایگاه نیروی دریایی امریکا در خلیج گینه ( APO) به جزیره ای درکنار ومتعلق به  کشور ایرلند ( ISLE OF MAN )

نخست _ سالگرد تاسیس گروه تروریستی خشونتگرا  با نام " مجاهدین خلق " درسال 1344

درسال 1344 چهار نفر از جوانان نهضت آزادی دست به تشکیل یک گروه خشونت گرا وتروریستی بنام " حزالله " زدند این گروه بعدها به " سازمان مجاهدین خلق " تغییر نام داد ( به نقل از خاطرات زنده یاد هادی شمس  حائری از اعضای اولیه این گروه ) _  نگاه کنید به گفتگوی آقای بهزاد علیشاهی با زنده یاد هادی شمس حائری .
ایدئولوژی این سازمان ترکیب ناهمگونی از مارکسیسم _ لنینیسم _ استالینریسم _ مائوئیسم و چگوارا ایسم بود _ آنها برای آرایش این جهان بینی التقاطی برداشت هایی از اسلام و مذهب شیعه رانیز به  آن افزوده بودند _ بنیان گذاران این گروه عبارات بودند از سعید محسن _ بدیع زادگان _ حنیف نژاد _ مشی این گروه مبارزه مسلحانه جهت سرنگونی رژیم پهلوی بود _ کتاب های تعلیماتی این گروه عبارت بودند از راه انبیا راه بشر _ راه حسین _ اقتصاد به زبان ساده _ شناخت وتکامل ..
سران این گروه معتقد بودند رژیم پهلوی عامل امریکاست و باید با مبارزه مسلحانه این رژیم را سرنگون نمود 
رژیم پهلوی این گروه را یک گروم را  مارکسیت های اسلامی می خواند _ این گروه طی دوران فعالیت خود ( 44/50 ) دست به تعدادی ترور ازجمله چند امریکایی و تعدادی بمب گزاری نمود _ ساواک درسال 50 توانست دراین سازمان نفوذ نماید و درهمین سال با یک تهاجم گسترده به مخفی گاه ها ی این باند حدود 80 درصد اعضای مهم وبنیان گزاران این سازمان را دستگیر نموده واین تشکیلات ترو ریستی را از هم بپاشد _ حدود 15 درصد اعضای گروه را هم دستگیر شدگان لو  دادند و تنها بخش کوچکی از این سازمان توانست از ضربه سهمگین 1350 جان سالم بدر برد _ این باقی ماندگان نیز درسال 1354 با انتار بیانه ای  رسما اعلام کردند که سازمان مجاهدین یک تشکیلات مارکسست _ انینیستی می باشد _ این گروه بعدها خود به تشکیل گروه دیگری بنام سازمان پیکار زدند .
بهرصورت فعالیت های این سازمان تنها حدود شش سال بطول انجامید و ازسال 1351 این سازمان دیگز وجود خارجی نداشت وبنیان گزاران وسران  این گروه نیز درسال 1351 جملگی اعدام گردیدند .
درسال 1357 پس ازبازشدن درب زندانها اعضای درجه دوم این گروه که به زندان های طویل المدت محکوم شده بودند اززندان آزاد شدند _ گروهی از این افراد  همانند رجوی _ خیابانی و تقوایی از سال 1358 دوباره دست به باز تاسیس این گروه زدند و سابقه قبلی راهم بخود متصل کردند _ مسعود رجوی به دلیل حرافی وشیادی وفریبکاری درراس این گروه جدید قرارگرفت _ مسعود رجوی بنا براسناد ساواک در لودادن محل دیگر اعضا نقش داشته وهمکاری کرده است _ تقاضای عفو ملوکانه باعث شد تا این بقایا بتوانند زنده بمانند _ این گروه درسال 1358 رسما سازمان راباز تاسیس کردند _ گرچه این گروه خودرادنباله همان مجاهدین معرفی می نمودند ولی حاضر به چاپ وانتشار کتاب های سازمان نشدند  واین خود بخوبی نشان می دهد که این گروه تنها درفکر مصادره این نام وسابقه  برای خود بودند _ نام ونشانی که نه تنها هیچ افتخار و نتیجه ای دربرنداشت بلکه معرف تشکیلات ازهم پاشیده وخشونت گرا وتروریستی بود که درپرونده خود به جز چند ترور وبمب گزاری بی هدف وکور وبی نتیجه 
هیچ سابقه ارزشمندی و افتخار امیزی نداشت ......
 تاریخ تاسیس فرقه رجوی ( 1358)
 گروه چندنفره از اعضای جان به دربرده این سازمان درسال 1358 تشکیلات جدیدی را با استفاده از همان نام تاسیس نمودند این تشکیلات تازه برخلاف سازمان اولیه توسط یک کادر رهبری جمعی اداره نمی شد بلکه مسعود رجوی که به " رهبری فردی " اعتقاد داشت توانست دیکتاتوری خودرا بر بقیه اعضا اعمال نموده وخودرا به مرور " رهبر سازمان بنامد "  تاریخچه فعالیت های این " فرقه تروریستی " از  سال 1358 تا کنون بخوبی نشان می دهند که مسعود رجوی از همان ابتدا درسازمان جدید بدنبال این فکر بود که  پایه های یک دیکتاتوری فردی " درقالب یک فرقه " را استوار نموده وخودرا رهبر " عقیدتی " این فرقه بخواند بهرروی کسانی که دانسته ویا ندانسته در فکر گذشته سازی تصنعی برای این گروه خشونت گرای تروریستی هستند تلاش بی نتیجه ای را دنبال می کنند که این دوبخش را ازهم تفکیک و بخش نخست این گروه را مبارزراه خلق ادعا نمایند 

سازمان مجاهدین ( 44/ 50 ) وفرقه رجوی (57 تاکنون ) دوروی یک سکه هستند و تروریسم وخشونت گرایی خط مشی هردوی آنها بوده است ودرپرونده آنها هیچ سابقه ای جز ترور وبمب گزاری و خشونت گرایی واعمال انتحاری وجود ندارد .
دوم _ ملاقات مریم قجر تروریست با سفیر عربستان در خانه تیمی  اوور سورواز درفرانسه 
 نوشتار آتی دنبال کنید 

الف .مینو سپهر 2015/05/31

۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۳, چهارشنبه

طلاق های اجباری درفرقه رجوی وریزشی که همچنان ادامه دارد _ زنان هستی باخته درتشکیلات فرقه رجوی _ عذرا علوی طالقانی

طلاق های اجباری درفرقه رجوی و ریزشی که  همچنان ادامه دارد  _نگاهی به زندگی  عذرا علوی طالقانی 

پدرام میر پارسی  _  2015/05/13 

پیش نوشت  _ بنا بر شواهد ومستندات موجود سواستفاده از زنان بعنوان ابزار " روانسازی " درهمه فرقه ها امریست معمول _  آنچه فرقه رجوی را از دیگر فرقه ها برجسته ترمی کند این است که مسعود رجوی  بدلیل بیماری روانی و ناتوانی های جنسی حرص  وولع خاصی نسبت به زنان داشته بطوریکه تصمیم داشته با کمک مریم قجر بعنوان دلال محبت وواسطه گر  در مرحله  تکاملی " طلاق های اجباری انقلاب ایدئولوژیک  را به ساخت حرمسرای بزرگ تحت عنوان " هزار زن مبارز " مبدل کند که گویا این پروژه درنیمه راه با حمله امریکا به عراق متوقف گردیده است _ لذا مسعود رجوی  تاهمان زمان هم  دست کم 400 زن ( نیمی اززنان عضو) را در پروژه حرمسراسازی " به عقد خود " در آورده است _ پروژه ساخت حرمسرا درابتدا از مقر کوچک ولی مجهز " بدیع زادگان " شروع گردیده وسپس با ساخت  حرمسرای بزرگ " کاخ پارسیان " ادامه یافته است _ کاخی که بنا بر شواهد موجود از روی کاخ های صدام وباهزینه مزدوری ساخته شده وپس از تکمیل بعنوان حرمسرای بزرگ مورد استفاده قرارگرفته است _ کاخ پارسیان درواقع جهت  " عقده گشایی های جنسی " رهبر فرقه بنا نهاده شده ودارای 40 اتاق خواب مجهز بو.ده است _ حمله امریکا به عراق " چرت " این موجود کثیف را برهم زد واین کاخ درهمان روزهای نخست حمله همانند دیگر کاخ های صدام به اشغال نیروهای امریکایی در آمد و به پایگاه نظامی  مبدل گردید _ امریکایی ها درمقابل تسلیم وخلع سلاح مزدوران صدام قول دادند تا محافظت ازمسعود رجوی  رابعهده بگیرند  _ فراری دادن رجوی از عراق وانتقال او به اردن  درخانه " رغد دختر صدام " درنزدیکی امان جایزه ای بود که امریکا به این تروریست های تسلیم شده تعین  کرد .
....................................................................................

زنان تحت فریب و هستی باخته درتشکیلات فرقه رجوی _ عذرا علوی طالقانی 

نخست یک توضیح وتصحیح _  متاسفانه برخی  به غلط   این زن را دختر محمود طالقانی  عنوان می کنند درصورتی که این ادعا واقعیت ندارد _   اولا _ آقای محمود علایی طالقانی   تنها  دو دختر بنام های بدری و اعظم بیشتر نداشت   _ ودوما _ فامیل ایشان علایی طالقانی   می باشد  و  درصوتیکه زنی که درتشکیلات رجوی قراردارد عذرا علوی طالقانی  است ولذا این زن هیچگونه ارتباطی با خانواده طالقانی ندارد ........

عذرا علوی طالقانی  بعد شکل گیری دوباره سازمان درسال 1358 به این گروه پیوست _ نامبرده همسر ابراهیم ذاکری ( شکنجه گرمعروف و دق مرگ شده ) فرقه رجوی است و حاصل این وصلت پسری بنام " زهیر ذاکری  " بود که دریکی از عملیات های خودزنی فرقه رجوی درعراق  جان باخت _ 
عذرا علوی طالقانی  درسال 1358 ازجانب گروه رجوی بعنوان کانددای اولین دوره مجلس معرفی گردید که البته  چند صد رای بیشتر نیاورد _ بعد از 30 خرداد ( آغاز  عملیات تروریستی  ) نامبرده وهمسرش از ایران به فرانسه گریختند ودرادامه راهی عراق شدند _ عذرا هم اکنون درمیانه های شصت سالگی است و درزمره زنان هستی باخته این فرقه قرار دارد _ فشارهای تشکیلاتی و بی خبری و تاریکی نداشتن کوچکترین امیدی به  آینده به این زن اسیر فرصت فکر کردن نمی دهد که از خود سئوال کند  :  به هدر دادن  سال های عمردر چهارچوب یک فرقه  چه نتیجه ای برای امثال من  دربر دارد ؟
آیا مردن  با نام یک مجاهد افتخار است ؟
 پس زندگی من  چه می شود ؟ با سالهای به بطالت رفته وبی بازگشت چه باید کرد  ؟
براستی باید برای این زنان هستی باخته ودرنوبت مرگ قرارگرفته تاسف خورد .

انقلاب ایدئولوژیک ( طلاق های  اجباری ) و اغاز فروپاشی فرقه رجوی 

مسعود رجوی از طراحی پروژه انقلاب ایدئولوژیک پس از شکست از پیش معلوم " عملیات فروغ " چند هدف را دنبال می گرد که عبارت بودد از 
1 _ توجیه شکست خفت بار عملیات فروغ 
2-  پیشگیری جهت جلوگیری از اعتراض های احتمالی اعضای قدیمی مرد فرقه 
3 _ سو استفاده وفریب زنان  بعنوان ابزار  " روان ساز" تشکیلاتی  ( شورای رهبری ) 
4 _  تصرف زنان مطلقه و بیوه زنان ودختران جهت ساخت حرمسرا 

یکم _ توجیه شکست عملیات فروغ " نشست تنگه وتوحید "

در توجیه شکست ازپیش مشخص عملیات فروغ مسعود درگردهمایی " تنگه وتوحید " بگونه ای سریح وروشن ادعا کرد که علت شکست عملیات " فکر کردن نیروها به خانواده ها ی خود " بوده است ( ! ؟ ) و چنین شد که دستور تشکیلاتی " طلاق اجباری " را صادر نمود _ در راستای  اجرای این حکم تعدادی از نزدیگان رهبر فرقه فورا از همسران خود جداشده وحلقه های خودرا تحویل دادند ازجمله این ذوج ها می توان به عذرا حلوی و شوهرش ابراهیم ذاکری اشاره نمود _ وودر ادامه این طرح  عذرا علوی طالقانی " جزو اولین زنانی بود که به عنوان " شورای رهبری " ارتقا یافت و به عقد مسعود رجوی در آمد 
گرچه تعدادی همانند این زن وشوهر فورا تسلیم طرح ضد انسانی مسعود رجوی قرارگرفتند واز هم جداشدند ولیکن گروه دیگر از اعضای قدیمی فرقه درمقابل این دستور تشکیلاتی  ایستادگی کرده وحاضر به جدایی از همسران خود نشدند _ این گروه دربیدادگاه های فرقه رجوی محاکمه وبه زندان محکوم شدند _ این افراد معترض دست کم به مدت یک سال درزندان های قلعه مخوف اشرف  تحت نام " میهان سرا " زندانی وسپس از این گروه جدا گردیده واز عراق خارج شدند _ که برای نمونه می توان از" مهدی تقوایی_ هادی شمس حائری   و رضا اسدی   ازاعضای قدیمی  فرقه وهمسران این افراد  نام برد _ لازم بیاد آوریست که سه تن  از دختران مهدی تقوایی ودوتن از دختران  اسدی  و ودختر وپسر   شمس حائری  هم اکنون  جزو افراد  اسیر درمناسبات فرقه رجوی  به شمار می روند .
بهرروی طلاق های اجباری باعث شروع " فروریزی  "  درتشکیلات فرقه رجوی گردید _ ریزشی که طی  بیش از دودهه  گذشته شدت یافته و با مقایسه مقطع  کنونی با سال 1367 با قاطعیت می توان گفت که طی  25 سال گذشته بیش از دوسوم اعضای فرقه رجوی ( از سران قدیمی و بدنه ) از مناسبات ضد انسانی این تشکیلات جدا شده وفرار نموده اند .

دوم _  پیشگیری از اعتراض احتمالی اعضای قدیمی 

همانگونه که دربالا اشاره شد گروهی از اعضای قدیمی فرقه زیر بار دستور تشکیلاتی رهبر فرقه نرفتند واز این گروه گریختند ولی  وحشت مسعود رجوی از احتمال اعتراض دوستان قدیمی کاهش نیافت وبهمین دلیل برای رفع هرگونه احتمال اعتراض دستور تشکیل " شورای رهبری " را با پوشش ازتقای زنان ( ! ) صادر کرد _ هدف از این دستور درکنار راهکار سو استفاده ابزاری از زنان  تحت کنترل شدید قراردادن مردان عضو فرقه نیز بود بطوری که درظاهر ماجرا مردان " تحت مسئولیت "  زنان بغایت مورد اعتماد رهبر فرقه در آمدند _ گرچه درباطن وعمل از اینگونه مردان بعنوان " میخ های تشکیلاتی "  نام برده می شد _ درواقع می توان چنین نتیجه گرفت که رهبر فرقه با هماهنگی دوستان قدیمی وهمچنان وفادار خود طرح هرچه بیشتر به اسارت کشیدن زنان را دنبال می کرد _  ایجاد نوعی رقابت مصنوعی بین زنان برای رسیدن به شورای رهبری طرحی بود که درکنار سرگرم نگاهداشتن زنان پی ریزی اولین پایه های " ایجاد حرمسرا "  را دنبال می نمود ._ با تشکیل شورای رهبری _ مسعود رجوی تصمیم داشت " کلیه زنان اسیر " رابه تصرف مطلق خود در آورده و راهکار فروپاشی خانواده ها  شدت بخشد

سوم _ سو استفاده از زنان بعنوان عنصر " روان ساز تشکیلاتی " 

بعد از فرمان طلاق های اجباری وسرکوب معترضان تحت عنوان های " چک امنیتی " رهبر فرقه تصمیم گرفت از زنان بعنوان   " توجیه گر دستورات تشکیلاتی "  و ابزاری برای " سرکوب زنان و معترضین " استفاده نماید _ از این پس بود که مسعود رجوی با زنان عضو شورای رهبری " درمقر بدیع زادگان "  وسپس در " کاخ پارسیان " جلسات خودمانی وکاملا خصوصی  برگزار می نمود _ رهبر فرقه دراین ملاقات ها فرمان های تشکیلاتی خودرا به این زنان کاملا مورد اعتماد جهت اجرا ابلاغ می نمود _ اموزش بکارگیری خشونت علیه  معترضین و شکاکان ( دیگر زنان واعضای بدنه گروه ) ازجمله تعلیماتی بودند که دراین مجالس خصوصی عنوان می گردیدند _  درواقع زنان شورای رهبری علاوه بر توجیه فرمان های تشکیلاتی سرکوب منتقدین ومعترضین وشکاکان راهم بر عهده داشتند وچنین بود که زنان جلادی چون مهوش سپهری _ بتول رجایی _ ربابه مشهدی آقا _ زهرا مریخی _ فائزه محبت کار   وو از دل همین شورای رهبری سر بیرون آوردند _ زنانی که در شکنجه و بازجویی وسرکوب معترضین و شکاکان ومنتقدین  نقش به سزایی ایفا کرده اند ......

چهارم _ تصرف زنان وایجاد حرمسرا 

شاید از واقعیت چندان دور نباشد که یاد اور شویم که  مسعود رجوی پس از عملیات فروغ  و تشکیل  " شورای رهبری "   وبندهای "  انقلاب ایدئولوژیک "  وپایه های  ساخت بنای " تشکیل حرمسرا " را مرتب درذهن خود مرور می کرده است _ درواقع رهبر فرقه با اجرای  پروژه  "انقلاب ایدئولوژیک "  زمینه های ومقدمات ساخت حرمسرا را دنبال می کرده است  _ پیاده کردن این طرح نیاز به سازوکارها و امکانات تازه ای داشت و دیگر سالن اجتماعات قرارگاه بدیع زادگان برای ایجاد محافل خصوصی مسعود وجمع زنان او  کافی نبود و بهمین دلیل ساخت " کاخ پارسیان " دردستور کار قرارگرفت  _ بنا بر اطلاعاتی که منتشر گردیده این کاخ درزمینی به وسعت نزدیک به سه هزار متر مکعب وبا هزینه های بسیارگزافی  ساخته شد _ در  کاخ پارسیان علاوه بر امکانات وسیع زیستی _ تفریحی و سالن های متعدد گردهمایی  تعداد  40  اتاق خواب با کلیه امکانات رفاهی مجزا هم  فراهم شده  بود _  چنین ساخت وسازی بی شک تنها برای اقامت مسعود ومریم نبوده بلکه قراتر از اینها برای اسکان شبانه همیشگی  زنان عضو شورای رهبری  (  اعضای حرمسرا ) طراحی گردیده بود _ نکته قابل تامل اینکه  تنها گروهی اندک از زنان شورای رهبری از ساخت این کاخ باخبربوده ودرآن رفت وامد داشته اند.

نقش مریم قجر در اجرای پروژه حرمسرا 

بنا به شهادت افرادی  از اعضای سابق " شورای رهبری " مریم قاجار درتشویق زنان  برای جدیت درراه رسیدن به شورای رهبری ودرادامه ساخت حرمسرا  نقش مهمی بعهده داشته است _ مریم در ملاقات های خصوصی بااین زنان به آنها یاد آوری می نموده که شما باید خودرا در " کابین رهبری " حس کنید _ و اینکه هیچ شوهری مناسب تر از مسعود برای شما پیدا نمی شود و غیرو ...... درواقع مریم قجر دراین ماجرا نقش  واسطه گر و دلال محبت " رابازی می نموده و زنان را تشویق به ازدواج با مسعود رجوی می نموده است ( ! ) _ شاید برای مردم عادی و زنان درک اینگونه اقدامات  یک زن معنا نداشته  و مسخره به حساب آید _  درک هضم اینگونه  رفتارها وقتی  ممکن می گردد که  به این واقعیت نظر کنیم که  مسعود رجوی برای مریم قبل از اینکه یک شوهر باشد " رهبر عقیدتی " است _ یعنی اینکه مسعود از دید مرم " مراد "  است واو " مرید "  این شخص  و طبیعی است که یک مرید ازخود عقیده و مرام و مسلک وحتی فکر مستقل ندارد  وتمامی بود ونبودش در اطاعت " بی چون وچرا " از مراد خلاصه می گرددو این واقعیت به تنهایی می تواند دلیل بارز " فرقه ای وبسته " بودن این تشکیلات را نشان دهد

سرانجام  هدیه حلقه های ازدواج اهدایی به مسعود رجوی 

همانگونه که دربالا اشاره شد پس از صدور حکم تشکیلاتی طلاق های اجباری  زنان ومردان  پس از جدایی عضو حلقه های خودرا به رهبر فرقه تقدیم نمودند _ بنابر اعترافات یکی از اعضای سابق این فرفه این حلقه ها دراختیار یک زرگر نهاده شدند تا پس از ذوب شدن بصورت گردن بند هایی با شمایل جوانی مسعود رجوی مبدل گردند _ این گردن بندهای طلا را بعدها مسعود رجوی درمراسم ازدواج های جمعی وپس از خواندن خطبه عقد به گردن " زنان عضو حرمسرا " انداخته است .

ماجرای ازدواج های جمعی وتشکیل حرمسرا ونام زنان مسعود ر.ج.و.ی وچگونگی اجرای مراسم " رقص رهایی " مبحثی است که درنوشتار دیگری بدان خواهم پرداخت ....

نتیجه = فرقه ها تشکیلات ضد انسانی وحشتناکی بوده که با سرانجام تلخی چون " خودکشی جمعی "  به پایان رسیده اند _ خود آزاری ودیگر آزاری یک بیماری معمول درهمه فرقه هاست _ اعضای فرقه ها همچنان خفاش ها به محیطی تاریک وبی روزن عادت کرده اند و بهمین دلیل از هرکورسوی نوری درهراس هستند _ فرقه رجوی گرچه دست به خودزنی های متعددی  دست زده است  ولیکن هنوز امکان نجات اعضای تحت اسارت وسرکوب در کمپ آوارگان لیبرتی از بین نرفته است _  خانواده های این اسیران دربند باید به مجامع حقوق بشری وکمیساریای سازمان ملل و دولت های عراق وآلبانی فشار آورند تا سران این فرقه مجبور به  ایجاد فرصت ملاقات برای این خانواده ها گردند _ فرقه رجوی اکنون دربن بست کامل وتمام عیار قرارگرفته و همانند یک عقرب گرفتار در اتش است و لذا این امکان وجود دارد تا درنهایت شکست وناامیدی دست به خودزنی بزند _ باید این فرصت را از سران این فرقه گرفت _ تکرار درخواست ملاقات از مراجع بین المللی _ کشیدن این برخوردهای ضد انسانی به سازمان های مدافع حقوق بشر ازجمله اقداماتی است که می توان برای ازادی این اسیران انجام داد

به امید ازادی همه اسیران از چنگال خونبار فرقه رجوی ودستگیری ومحاکمه سران تبهکار این گروه تروریستی _ مافیایی

پدرام میر پارسی  2015/05/13