نوشتار 394_ بازنویسی ونگاهی دقیق ومتفاوت به گفتگوی مریم رجوی با نشریه " دی راین " آلمان
الف .مینو سپهر 2015/03/22
پیشنویس _ بعد از سقوط اشرف و خط زدن نام" فرقه رجوی " ازلیست ترور امریکا که با لابی گری اسرائیل وواریز دلار به حساب های گروهی از نمایندگان کنگره امریکا میسر گردید _ مریم رجوی درراستای قول وتعهد ها به " دادگاه پوئگ " انگلیس مبنی بر " ترک عملیات تروریستی " تلاش می کند تا با ظاهر فریبی و شعارهای توخالی بی پایه واساس و خط کشیدن بر بیش از سه دهه عملیات تروریستی خودرا با بزک کردن مدافع حقوق بشر وزنان جا بزند _ واین درحالی است بنا به گزارش منتشر شده تروریست های تعلیم دیده این گروه درامریکا با حمایت اسرائیل در قتل دانشمندان وافراد مرتبت با فعالیت های اتمی ایران شرکت داشته اند _ تهدید اعضای سابق و درخواست " سلاح انفرادی " درعراق به بهانه دفاع فردی از دیگر دلایلی هستند که بخوبی نشان می دهند که ماهیت وبنیان این گروه بردو مبنای " خشونت گرایی وترور " بنا نهاده شده است ولذا این فرقه _ مافیایی _ تروریستی نه می تواند دست از خشونت وترور بکشد ونه اصولا این گروه با توجه به مستندات تاریخچه خود می تواند ادعای " تغییر بنماید _ اسارت و نقض ابتدایی ترین حقوق بشر ومحرومیت حدود 2000 نفر باقی مانده درکمپ موقت آوارگان لیبرتی بهترین گواه می باشد _ دراینجا جا دارد از دولت منتخب مردم عراق سپاسگزاری کرد که همچنان بخاطر " نگاه انسانی " وجود این افراد باسابقه ترور وکشتا ر وخشونت را درخاک خود تحمل می کند واین درحالی است که هم اکنون این افراد درعراق تحت هیچ موقعیت تعریف شده ای " از جهت قوانین بین المللی" قرار نداشته وتنها بعنوان " متقاضیان پناهندگی " آنهم بخاطر مداراگری دولت عراق درپای بندی به تعهد آن کشور با" یونامی " در آن کمپ به سر می برند _ امیدواریم با تلاش درحال انجام خانواده ها این کمپ هرچه زود تخلیه گردد _ سران تروریست مخفی شده دستگیر ومحاکمه شده واسیران محروم هستی باخته آزاد وبه میان خانواده های خود بازگردند .
بهرروی ادعا ها وفریبکاری های شیادانه مریم رجوی درمورد حقوق بشر وحقوق زنان آنقدر دروغ واز واقعیات به دور هستند که تنها می توان نام " نمایش های بی تماشاچی وبدون مخاطب " بر آن نهاد _ مریم رجوی درسفر به المان با یک نشریه گمنام آلمانی بنام " دی راین " گفتگوی سفارشی انجام داده و همچنین نامبرده دریک خود بزرگ بینی رسوا " پیام نوروزی " منتشر کرده است _ دراین نوشتار گفتگوی نامبرده با نشریه " دی راین " ودرنوشتار آتی پیام نوروزی این زن خلافکار تروریست بی هویت وبی وطن وخائن مورد بررسی قرار خواهند گرفت .
برای آگاهی از این دو موضوع نگاه کنید به سایت مریم رجوی
http://www.maryam-rajavi.com/
نخست _ نکات مهم مطرح شده درگفتگوی نامبرده با نشریه آلمانی " دی راین "
عنوان این گفتگو چنین است " مریم رجوی رهبر اپوزسیون درتبعید ایران "( ! ؟ )
نکته یکم _ عنوان " اپوزسیون " درفرهنگ سیاسی " ودرحکومت های پارلمانی " به نیروهای " شکست خوردن در انتخابات اطلاق می گردد _ دولت سایه ویا مخالفین ومنتقدین در مجلس نام دیگر " اپوزسیون " می باشند _ بنابراین تیتر این گفتگو ی سفارشی ازهمان ابتدا بر دروغ استوار شده است چراکه نه مریم رجوی " رهبر " است ونه فرقه ترور دربرون مرز " اپوزسیون ( ؟) به شمار می اید _ درضمن مریم رجوی یک تروریست فراری وتحت تعقیب بین المللی است وکلمه " تبعید " هم خنده دار است
گزارشگر نشریه " دی راین " : شما درسال 1979 ( 1357 ) کجا بودید ؟
مریم : من درسال 1355 درمسابقه دختر شایسته ایران شرکت کردم ودرمیان 17 نفر مقام آخر را بدست آوردم _ درسال 1357 بیکار وعلاف بودم _ درسال 1358 برادرم محمود بمن گفت : حالا که بیکار هستی بیا برو به گروه مجاهدین بپیوند چون هم شکست یادت میرود و هم سرت گرم می شود وبهمین دلیل مرا به مهدی ابریشم چی معرفی کرد وگفت : اینهم یک مجاهد صفر کیلومتر_ بیسواد است واز بهره هوشی چندانی برخوردار نیست ولی چون نا آگاه است قابلیت جذب شدن دارد وباید رویش کار کنی _ بعد از شروع دوستی من ومهدی او بمن گفت : بیا باهم ازدواج تشکیلاتی کنیم تا من از تو یک مجاهد بسازم _ بعدش دیگه نمی دونم چی شد که یکدفعه احساس کردم حامله شدم وتکان می خورد _ خیلی ناراحت شدم و به مهدی گفتم بابا من هنوز بچه هستم و حوصله ونگ ونگ بچه را ندارم برویم سقط کنیم _ مهدی گفت نه و خلاصه دعوایمان شد ومن قهر کردم رفتم خونه مامانم اینا _مهدی بعدش اومد خواستگاری من و بابام گفت : اتفاقه دیگه پیش اومده _ بهش بگین اصرار نکنه که سقط کنه منهم درعوض بهش قول می دهم ترتیبی بدم که نماینده مجلس شود
خلاصه مهدی منو کرد کاندید ای تهران در اولین دور انتخابات مجلس _ کلی خوشحال شدم و لی متاسفانه فقط 432 نفر به من رای دادند ومن باز نفر آخر شدم _ دیگه خیلی داشتم از بیعرضگی خودم عصبی می شدم وکم حوصله شده بودم که زائیدم
از سال شصت که مسعود تصمیم گرفت سرنگون کنه من توخونه اقام قایم شدم _ بعدش مهدی دررفت وبمن گفت " غصه نخور مواظب خودت وبچه باش تا من خودم ببرمت فرانسه _ درسال 1361 با یک دختربچه دوونیم ساله با پاسپورت از فرودگاه تهران به مقصد پاریس پرواز کردم وبه مهدی ومسعود پیوستم _ مسعود ازهمان اول منو کرد منشی مخصوص خودش و من باهاش کار می کردم درضمن قهوه چی اش هم بودم _ یکرور که براش چایی می بردم پا به جایی گیر کرد وخوردم زمین و لنگ درهوا شدم مسعود که شاهد ماجرا بود اومد منو از زمین بلند کرد _ دست بسرم کشید وگفت :" تبارک الله احسن الخالقین "
وقتی شب به مهدی ماجرا را گفتم اوگفت : این یعنی اینکه برادر چشمس تورا گرفته و ازاین پس دیگر برمن حرام هستی !
خلاصه دیگه نمی دونم چی شد که برادر مسعود خودش صیغه طلاق من را خوند و بمن گفت : تو عزیز دلمی _ تو عزیز دلمی _ مهدی خیلی خوشحال بود وبمن گفت : برو دیگه بختت بلند شده _ غصه منو هم نخور برادر برای یک زن تازه و جوان برام درنظر گرفته وگفته موسی خیابانی وقتی زنده بود مینا خیابانی را بمن سپرد وگفت : اینو می سپرم دست تو و توهم وقتش که شد بده به دست صاحبش وحالا بیا اینهم مال تو برین مثل من ومریم باهم انقلاب ایدئولوژیک بکنین
بعدش یکروز مسعود درعراق بمن گفت : چشماتوبند ویک آرزوکن تامن برایت فراهم کنم _ منهم چشمامو بستم وگفتم : آرزو می کنم من منشی دفترشما درتهران باشم_ چندروز بعد مسعود بمن گفت می خواهم آرزویت را جامه عمل بپوشانم _ من یک نقشه مهم وخیلی دقیق کشیدم وتصمیم دارم بهر قیمتی که شده دفتر کار اشغال شده ام درخیابان طالقانی را با کمک سید الرئیس پس بگیرم وباهم بریم اونجا _ بهمین خاطر همه ارتش را می فرستم برای اینکار _و بعد از سه روز من وتو توتهران دردفترخودمون هستیم _ من هم باور کردم ویکروز مسعود بلند گو داد دستم وگفت : حالا موقشه _ جیغ بزن وداد بزن حمله _ آتش _ حمله _ ومنهم فرمان دادم _ ولی نشد که نشد بعد از سه روزارتش مسعود همه شل وپر وآش ولاش برگشتند وبعدش
گزارشگر نشریه " دی راین "
بسه دیگه کلافم کردی من فقط پرسیدم سال 1357 کجا بودی _ چقدر ور میزنی ؟حالا بگو شما قراربوده سال 1360 حکومت را سرنگون کنید _ حالا سال 93 است _ چرا 33 طول کشیده و بالاخره کی قراره بروید ایران ؟
مریم : گرچه این سئوالت خیلی احمقانه ومشکوک و وزارت اطلاعاتی بود ولی من جوابتو می دم _ اول اینکه برادر مسعود فقط می دونه کی زمان سرنگونیه _ ما یه چاه تواشرف داشتیم بهش می گفتیم "چاه اتصال رهبری " به اون بالاها _ ای یادش بخیر ............هرسال همین موقع ها مسعود می رفت توچاه مدتی می خوابید وبعدش خارجمی شد واز دهنش کف می داد بیرون وغش می کرد یعنی وصل می شد _ یک ساعت بعد کم کم حالش خوب می شد وبعد " نشست سرنگونی " می گذاشت وتاریخ دقیق سرنگونی را اعلام می کرد _ این کار هرساله او بود _ من نمی دونم وهیچ وقت وهیچکس هم جرات سئوال کردن نداشت که بپرسد " پس سرنگونی چی شد ؟
ولی من فکر می کنم این عقب افتادن ها هم کار " مماشات " باشه _ توطئه می کنند می خواهند واسه برادر مسعود حرف دربیارن بگن " چاقوهاش دسته ندارد " و مثل چوپان دروغگوست ولی اینها همه دسیسه وزارت اطلاعاته ومی خواند نذارند من ومسعود دردفتر خیابان طالقانی مستقر بشیم ولی کور خوندن مسعود گفته : اگر سرنگونی 120 سال هم طول بکشه بالاخره من وتورا می برم تهران تو دفتر طالقانی ومن به گفته های مسعود شک ندارم ومی دونم درست می گه چون تا حالا هرچی گفته درست از آب دراومده _ بمیرم براش الان کجاست ؟ عین موش تو پناهگاه قایم شده وداره نقشه سرنگونی می کشه .
گزارشگر " دی راین " _ ممکنست تا آخر مارس ویا ژوئن یک توافق حول مسئله اتمی ایران صورت گیرد _ نظر شما دراین مورد چیست ؟ لطفا کوتاه وخلاصه وبدون حاشیه رفتن ودانستان سرایی
مریم : اجازه بدهید پاسخ شمارا با این جمله برادر نتانیاهوشروع کنم که گفت " من هرکاری می کنم که این توافق صورت نگیرد"
وماهم قویا از ایشان حمایت کرده وهشدار می دهیم تا هرگونه توافق ممکن است باعث عقب افتادن تاریخ گشایش دفتر ما درخیابان طالقانی مثل 33 سال گذشته بشود ومقاومت نمی گذارد _ اگر شده بچه ها هرشب با گوگل MAP یک سایت اتمی کشف کنند مطمئن باشید اینکارا می کنند _حالا بگذار مماشات مارو مسخره کنه بگه گاوداری بود _ مرغداری بود _ زاغه مهمات بود ووو _همینه که هست _ من از5 +1 مماشات سئوال می کنم شما که عرضه ندارید تو گوگل بگردید سایت پیدا کنید چرا زحمات بچه های من را مسخره می کنیدوزیر سئوال می برید ؟ به فرض که این جعفرزاده احمق همیشه یک گندی زد اشتباه کرد غلط کرد می خواست صندوق نسوز بانک را صندوق ضد اتمی جابزند که نشد ولورفت و همه زحمات شبانه روزی ما رابرباد داد ولی اسم " لویزان 3 "چی ؟ اینهم ساختگیه ؟ باور کنید جدید جدیده تاحالا عقل هیچ کس نرسیده واین اسم کشف مسعوده وتو کتاب رکوردها هم بنام خودش ثبت شده _
پایان _ نوشتار آتی نقدی بر سخنرانی نوروزی مریم رجوی برگوزیده مقاومت
گزارشگر دی راین : خیلی ممنون حساب مارا بدهید مرخص شویم_ این سخت ترین کار دوران گزارشگری من بود ومن تاکنون دروغگوتر وشیاد تر از تو درعمرم ندیده ام .
الف .مینوسپهر 2015/03/22
الف .مینو سپهر 2015/03/22
پیشنویس _ بعد از سقوط اشرف و خط زدن نام" فرقه رجوی " ازلیست ترور امریکا که با لابی گری اسرائیل وواریز دلار به حساب های گروهی از نمایندگان کنگره امریکا میسر گردید _ مریم رجوی درراستای قول وتعهد ها به " دادگاه پوئگ " انگلیس مبنی بر " ترک عملیات تروریستی " تلاش می کند تا با ظاهر فریبی و شعارهای توخالی بی پایه واساس و خط کشیدن بر بیش از سه دهه عملیات تروریستی خودرا با بزک کردن مدافع حقوق بشر وزنان جا بزند _ واین درحالی است بنا به گزارش منتشر شده تروریست های تعلیم دیده این گروه درامریکا با حمایت اسرائیل در قتل دانشمندان وافراد مرتبت با فعالیت های اتمی ایران شرکت داشته اند _ تهدید اعضای سابق و درخواست " سلاح انفرادی " درعراق به بهانه دفاع فردی از دیگر دلایلی هستند که بخوبی نشان می دهند که ماهیت وبنیان این گروه بردو مبنای " خشونت گرایی وترور " بنا نهاده شده است ولذا این فرقه _ مافیایی _ تروریستی نه می تواند دست از خشونت وترور بکشد ونه اصولا این گروه با توجه به مستندات تاریخچه خود می تواند ادعای " تغییر بنماید _ اسارت و نقض ابتدایی ترین حقوق بشر ومحرومیت حدود 2000 نفر باقی مانده درکمپ موقت آوارگان لیبرتی بهترین گواه می باشد _ دراینجا جا دارد از دولت منتخب مردم عراق سپاسگزاری کرد که همچنان بخاطر " نگاه انسانی " وجود این افراد باسابقه ترور وکشتا ر وخشونت را درخاک خود تحمل می کند واین درحالی است که هم اکنون این افراد درعراق تحت هیچ موقعیت تعریف شده ای " از جهت قوانین بین المللی" قرار نداشته وتنها بعنوان " متقاضیان پناهندگی " آنهم بخاطر مداراگری دولت عراق درپای بندی به تعهد آن کشور با" یونامی " در آن کمپ به سر می برند _ امیدواریم با تلاش درحال انجام خانواده ها این کمپ هرچه زود تخلیه گردد _ سران تروریست مخفی شده دستگیر ومحاکمه شده واسیران محروم هستی باخته آزاد وبه میان خانواده های خود بازگردند .
بهرروی ادعا ها وفریبکاری های شیادانه مریم رجوی درمورد حقوق بشر وحقوق زنان آنقدر دروغ واز واقعیات به دور هستند که تنها می توان نام " نمایش های بی تماشاچی وبدون مخاطب " بر آن نهاد _ مریم رجوی درسفر به المان با یک نشریه گمنام آلمانی بنام " دی راین " گفتگوی سفارشی انجام داده و همچنین نامبرده دریک خود بزرگ بینی رسوا " پیام نوروزی " منتشر کرده است _ دراین نوشتار گفتگوی نامبرده با نشریه " دی راین " ودرنوشتار آتی پیام نوروزی این زن خلافکار تروریست بی هویت وبی وطن وخائن مورد بررسی قرار خواهند گرفت .
برای آگاهی از این دو موضوع نگاه کنید به سایت مریم رجوی
http://www.maryam-rajavi.com/
نخست _ نکات مهم مطرح شده درگفتگوی نامبرده با نشریه آلمانی " دی راین "
عنوان این گفتگو چنین است " مریم رجوی رهبر اپوزسیون درتبعید ایران "( ! ؟ )
نکته یکم _ عنوان " اپوزسیون " درفرهنگ سیاسی " ودرحکومت های پارلمانی " به نیروهای " شکست خوردن در انتخابات اطلاق می گردد _ دولت سایه ویا مخالفین ومنتقدین در مجلس نام دیگر " اپوزسیون " می باشند _ بنابراین تیتر این گفتگو ی سفارشی ازهمان ابتدا بر دروغ استوار شده است چراکه نه مریم رجوی " رهبر " است ونه فرقه ترور دربرون مرز " اپوزسیون ( ؟) به شمار می اید _ درضمن مریم رجوی یک تروریست فراری وتحت تعقیب بین المللی است وکلمه " تبعید " هم خنده دار است
گزارشگر نشریه " دی راین " : شما درسال 1979 ( 1357 ) کجا بودید ؟
مریم : من درسال 1355 درمسابقه دختر شایسته ایران شرکت کردم ودرمیان 17 نفر مقام آخر را بدست آوردم _ درسال 1357 بیکار وعلاف بودم _ درسال 1358 برادرم محمود بمن گفت : حالا که بیکار هستی بیا برو به گروه مجاهدین بپیوند چون هم شکست یادت میرود و هم سرت گرم می شود وبهمین دلیل مرا به مهدی ابریشم چی معرفی کرد وگفت : اینهم یک مجاهد صفر کیلومتر_ بیسواد است واز بهره هوشی چندانی برخوردار نیست ولی چون نا آگاه است قابلیت جذب شدن دارد وباید رویش کار کنی _ بعد از شروع دوستی من ومهدی او بمن گفت : بیا باهم ازدواج تشکیلاتی کنیم تا من از تو یک مجاهد بسازم _ بعدش دیگه نمی دونم چی شد که یکدفعه احساس کردم حامله شدم وتکان می خورد _ خیلی ناراحت شدم و به مهدی گفتم بابا من هنوز بچه هستم و حوصله ونگ ونگ بچه را ندارم برویم سقط کنیم _ مهدی گفت نه و خلاصه دعوایمان شد ومن قهر کردم رفتم خونه مامانم اینا _مهدی بعدش اومد خواستگاری من و بابام گفت : اتفاقه دیگه پیش اومده _ بهش بگین اصرار نکنه که سقط کنه منهم درعوض بهش قول می دهم ترتیبی بدم که نماینده مجلس شود
خلاصه مهدی منو کرد کاندید ای تهران در اولین دور انتخابات مجلس _ کلی خوشحال شدم و لی متاسفانه فقط 432 نفر به من رای دادند ومن باز نفر آخر شدم _ دیگه خیلی داشتم از بیعرضگی خودم عصبی می شدم وکم حوصله شده بودم که زائیدم
از سال شصت که مسعود تصمیم گرفت سرنگون کنه من توخونه اقام قایم شدم _ بعدش مهدی دررفت وبمن گفت " غصه نخور مواظب خودت وبچه باش تا من خودم ببرمت فرانسه _ درسال 1361 با یک دختربچه دوونیم ساله با پاسپورت از فرودگاه تهران به مقصد پاریس پرواز کردم وبه مهدی ومسعود پیوستم _ مسعود ازهمان اول منو کرد منشی مخصوص خودش و من باهاش کار می کردم درضمن قهوه چی اش هم بودم _ یکرور که براش چایی می بردم پا به جایی گیر کرد وخوردم زمین و لنگ درهوا شدم مسعود که شاهد ماجرا بود اومد منو از زمین بلند کرد _ دست بسرم کشید وگفت :" تبارک الله احسن الخالقین "
وقتی شب به مهدی ماجرا را گفتم اوگفت : این یعنی اینکه برادر چشمس تورا گرفته و ازاین پس دیگر برمن حرام هستی !
خلاصه دیگه نمی دونم چی شد که برادر مسعود خودش صیغه طلاق من را خوند و بمن گفت : تو عزیز دلمی _ تو عزیز دلمی _ مهدی خیلی خوشحال بود وبمن گفت : برو دیگه بختت بلند شده _ غصه منو هم نخور برادر برای یک زن تازه و جوان برام درنظر گرفته وگفته موسی خیابانی وقتی زنده بود مینا خیابانی را بمن سپرد وگفت : اینو می سپرم دست تو و توهم وقتش که شد بده به دست صاحبش وحالا بیا اینهم مال تو برین مثل من ومریم باهم انقلاب ایدئولوژیک بکنین
بعدش یکروز مسعود درعراق بمن گفت : چشماتوبند ویک آرزوکن تامن برایت فراهم کنم _ منهم چشمامو بستم وگفتم : آرزو می کنم من منشی دفترشما درتهران باشم_ چندروز بعد مسعود بمن گفت می خواهم آرزویت را جامه عمل بپوشانم _ من یک نقشه مهم وخیلی دقیق کشیدم وتصمیم دارم بهر قیمتی که شده دفتر کار اشغال شده ام درخیابان طالقانی را با کمک سید الرئیس پس بگیرم وباهم بریم اونجا _ بهمین خاطر همه ارتش را می فرستم برای اینکار _و بعد از سه روز من وتو توتهران دردفترخودمون هستیم _ من هم باور کردم ویکروز مسعود بلند گو داد دستم وگفت : حالا موقشه _ جیغ بزن وداد بزن حمله _ آتش _ حمله _ ومنهم فرمان دادم _ ولی نشد که نشد بعد از سه روزارتش مسعود همه شل وپر وآش ولاش برگشتند وبعدش
گزارشگر نشریه " دی راین "
بسه دیگه کلافم کردی من فقط پرسیدم سال 1357 کجا بودی _ چقدر ور میزنی ؟حالا بگو شما قراربوده سال 1360 حکومت را سرنگون کنید _ حالا سال 93 است _ چرا 33 طول کشیده و بالاخره کی قراره بروید ایران ؟
مریم : گرچه این سئوالت خیلی احمقانه ومشکوک و وزارت اطلاعاتی بود ولی من جوابتو می دم _ اول اینکه برادر مسعود فقط می دونه کی زمان سرنگونیه _ ما یه چاه تواشرف داشتیم بهش می گفتیم "چاه اتصال رهبری " به اون بالاها _ ای یادش بخیر ............هرسال همین موقع ها مسعود می رفت توچاه مدتی می خوابید وبعدش خارجمی شد واز دهنش کف می داد بیرون وغش می کرد یعنی وصل می شد _ یک ساعت بعد کم کم حالش خوب می شد وبعد " نشست سرنگونی " می گذاشت وتاریخ دقیق سرنگونی را اعلام می کرد _ این کار هرساله او بود _ من نمی دونم وهیچ وقت وهیچکس هم جرات سئوال کردن نداشت که بپرسد " پس سرنگونی چی شد ؟
ولی من فکر می کنم این عقب افتادن ها هم کار " مماشات " باشه _ توطئه می کنند می خواهند واسه برادر مسعود حرف دربیارن بگن " چاقوهاش دسته ندارد " و مثل چوپان دروغگوست ولی اینها همه دسیسه وزارت اطلاعاته ومی خواند نذارند من ومسعود دردفتر خیابان طالقانی مستقر بشیم ولی کور خوندن مسعود گفته : اگر سرنگونی 120 سال هم طول بکشه بالاخره من وتورا می برم تهران تو دفتر طالقانی ومن به گفته های مسعود شک ندارم ومی دونم درست می گه چون تا حالا هرچی گفته درست از آب دراومده _ بمیرم براش الان کجاست ؟ عین موش تو پناهگاه قایم شده وداره نقشه سرنگونی می کشه .
گزارشگر " دی راین " _ ممکنست تا آخر مارس ویا ژوئن یک توافق حول مسئله اتمی ایران صورت گیرد _ نظر شما دراین مورد چیست ؟ لطفا کوتاه وخلاصه وبدون حاشیه رفتن ودانستان سرایی
مریم : اجازه بدهید پاسخ شمارا با این جمله برادر نتانیاهوشروع کنم که گفت " من هرکاری می کنم که این توافق صورت نگیرد"
وماهم قویا از ایشان حمایت کرده وهشدار می دهیم تا هرگونه توافق ممکن است باعث عقب افتادن تاریخ گشایش دفتر ما درخیابان طالقانی مثل 33 سال گذشته بشود ومقاومت نمی گذارد _ اگر شده بچه ها هرشب با گوگل MAP یک سایت اتمی کشف کنند مطمئن باشید اینکارا می کنند _حالا بگذار مماشات مارو مسخره کنه بگه گاوداری بود _ مرغداری بود _ زاغه مهمات بود ووو _همینه که هست _ من از5 +1 مماشات سئوال می کنم شما که عرضه ندارید تو گوگل بگردید سایت پیدا کنید چرا زحمات بچه های من را مسخره می کنیدوزیر سئوال می برید ؟ به فرض که این جعفرزاده احمق همیشه یک گندی زد اشتباه کرد غلط کرد می خواست صندوق نسوز بانک را صندوق ضد اتمی جابزند که نشد ولورفت و همه زحمات شبانه روزی ما رابرباد داد ولی اسم " لویزان 3 "چی ؟ اینهم ساختگیه ؟ باور کنید جدید جدیده تاحالا عقل هیچ کس نرسیده واین اسم کشف مسعوده وتو کتاب رکوردها هم بنام خودش ثبت شده _
پایان _ نوشتار آتی نقدی بر سخنرانی نوروزی مریم رجوی برگوزیده مقاومت
گزارشگر دی راین : خیلی ممنون حساب مارا بدهید مرخص شویم_ این سخت ترین کار دوران گزارشگری من بود ومن تاکنون دروغگوتر وشیاد تر از تو درعمرم ندیده ام .
الف .مینوسپهر 2015/03/22
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
توجه:فقط اعضای این وبلاگ میتوانند نظر خود را ارسال کنند.